‏نمایش پست‌ها با برچسب زنان بازداشت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زنان بازداشت. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ دی ۱, دوشنبه

تعلل در تامین درمان تخصصی مریم اکبری منفرد با وجود تأکید پزشکی

 

۲۷ آذر ماه ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، با وجود موافقت مراجع قضایی و تأکید پزشک معالج بر ضرورت پیگیری درمان، همچنان در وضعیت بلاتکلیف درمانی قرار دارد. پزشک هشدار داده در صورت تداوم این شرایط، زانوی وی ممکن است نیازمند جراحی شود.

۱۴۰۴ مهر ۳, پنجشنبه

«قتل خاموش» در قرچک: مرگ سمیه رشیدی و بحران حق درمان در زندان‌های ایران


 مرگی که خبر می‌دهد

در شهریور ۱۴۰۴، سمیه رشیدی، زن ۴۲ ساله و زندانی سیاسی، در حالی چشم از جهان فروبست که نه گلوله‌ای شلیک شد و نه حکم اعدامی صادر. مرگ او، مرگ خاموشی بود که از درون زندان قرچک ورامین برخاست؛ زندانی که فعالان آن را «جهنم زنان» می‌نامند. او قربانی نبود فقط یک بیماری، بلکه قربانی یک سیستم بود: سیستمی که سال‌هاست «درمان» را از زندانی دریغ می‌کند تا تنبیه مضاعفی بر زندانیان سیاسی و عقیدتی تحمیل کند.

۱۴۰۴ مهر ۱, سه‌شنبه

سارینا اسماعیل‌زاده: صدای سرکوب‌شده‌ی نسلی که نمی‌خواهد خاموش شود


اول مهر ۱۴۰۱، خیابان‌های کرج شاهد مرگ دختری شد که نماد شد: سارینا اسماعیل‌زاده، نوجوانی ۱۶ ساله، پر از انرژی و آرزو، دانش‌آموز مدرسه استعدادهای درخشان و دختری که ویدیوهایش در یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی پر از زندگی بود. او موسیقی و زبان دوست داشت، می‌خواست جهان را تجربه کند، می‌خواست آینده‌ای روشن داشته باشد.

۱۴۰۴ شهریور ۲۴, دوشنبه

🌹 مهسا امینی؛ فریاد خاموش‌نشدنی زن، زندگی، آزادی





۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲، روزی که قلب ایران و جهان لرزید.
مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله‌ای با زندگی ساده، به دست سیستمی که حق زنان را محدود می‌کند، جان خود را از دست داد.

مرگ او نه یک حادثه، بلکه نماد ظلم سیستماتیک و سرکوب آزادی زنان بود.
صدای گریه خانواده، اشک‌های جوانان و خشم مردم در خیابان‌ها پیام روشنی دارد:
زن، زندگی، آزادی؛ خاموش شدنی نیست.

۱۴۰۴ شهریور ۱۲, چهارشنبه

لیلا صارمی؛ بیش از ۴۰ روز بلاتکلیفی پس از بازداشت خشن در بروجرد

۱۰ شهریور ۱۴۰۴-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۴ – بیش از ۴۰ روز از بازداشت لیلا صارمی، مادر زندانی سیاسی فرزاد معظمی گودرزی، می‌گذرد اما او همچنان در بازداشت موقت و بلاتکلیفی به‌سر می‌برد. انتقال وی به سلول انفرادی زندان تیرچه بلوک بروجرد و محرومیت از حقوق اولیه، نگرانی‌ها درباره سلامت و امنیت او را افزایش داده است.

یورش شبانه به منزل خانواده معظمی گودرزی

بامداد سه‌شنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۱۷ مأمور امنیتی با استفاده از پنج خودرو به منزل خانواده معظمی گودرزی در بروجرد یورش بردند. شاهدان عینی گزارش داده‌اند که مأموران بدون ارائه حکم قضایی معتبر، با خشونت وارد خانه شدند. در جریان این حمله، لیلا صارمی و همسرش احمد معظمی گودرزی پس از ضرب‌وشتم شدید بازداشت شدند.

این عملیات امنیتی به شکل گسترده و با ایجاد فضای رعب و وحشت در محله صورت گرفت. همسایگان اعلام کردند که مأموران با توهین و تحقیر اعضای خانواده، منزل را به‌طور کامل بازرسی کرده و تمام وسایل الکترونیکی و ارتباطی را توقیف کردند. چنین رفتاری موجی از نگرانی نسبت به سرنوشت این خانواده برانگیخته است.

انتقال به زندان تیرچه بلوک بروجرد

پس از بازداشت، لیلا صارمی مستقیماً به زندان تیرچه بلوک بروجرد منتقل شد. به گفته منابع مطلع، او در همان ساعات نخست در سلول انفرادی نگهداری شده و تحت بازجویی‌های فشرده قرار گرفته است.

زندانیان این زندان تأیید کرده‌اند که صارمی در وضعیت نامساعد روحی و جسمی مشاهده شده است. محرومیت از ارتباط با خانواده و وکیل، در کنار نگهداری طولانی‌مدت در انفرادی، به‌عنوان شکلی از شکنجه سفید و فشار روانی علیه او توصیف می‌شود. هدف اصلی از این فشارها، اعمال ارعاب بر فرزند او، فرزاد معظمی گودرزی، عنوان شده است.

بلاتکلیفی و فقدان روند قضایی شفاف

با گذشت بیش از ۴۰ روز از زمان بازداشت، هنوز هیچ اتهام رسمی و روشن علیه لیلا صارمی اعلام نشده است. این بلاتکلیفی حقوقی، برخلاف اصول دادرسی عادلانه، موجب نگرانی‌های جدی در خصوص آینده پرونده او شده است.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که مقام‌های قضایی و امنیتی از ارائه اطلاعات دقیق به خانواده و وکیل امتناع می‌کنند. این وضعیت نه‌تنها نقض آشکار قوانین داخلی است، بلکه با تعهدات بین‌المللی ایران در زمینه حقوق بشر نیز در تضاد قرار دارد.

۱۴۰۴ شهریور ۷, جمعه

زن ایرانی؛ قرن‌ها مقاومت در برابر قرن‌ها ظلم


اگر تاریخ ایران را ورق بزنیم، در هر صفحه رد پای زنی هست که یا زیر بار ظلم شکسته، یا در برابرش ایستاده.
اما وجه مشترک همه‌شان این است: زن ایرانی همیشه بیشتر از آنچه باید رنج کشیده، کمتر از آنچه حقش بوده دیده شده.
از شاهنامه تا امروز، داستان زن ایرانی داستان تبعیض، نادیده‌گرفتن و حذف است. و هنوز هم این زخم کهنه التیام نیافته.



زن در اسطوره و شاهنامه؛ آغاز یک حذف تاریخی

فردوسی بزرگ، در شاهنامه، زن را نه یک موجود بی‌جان، بلکه هم‌پای مردان تصویر می‌کند:
• گردآفرید شمشیر به دست می‌گیرد و مقابل سهراب می‌ایستد.
• فرانک، پسرش فریدون را علیه ضحاک می‌پرورد.
• منیژه، عشقش به بیژن را تا مرز مرگ دنبال می‌کند.

اما چه شد؟ در تاریخ بعدی، همین تصویر زن قهرمان محو شد. زن ایرانی از پهلوانی و خردورزی به موجودی تبدیل شد که باید در اندرونی بماند و فرمان ببرد.
از همان‌جا، روند حذف زن آغاز شد.



قرون میانی؛ زن در سایه‌ی پادشاهان و روحانیان

در دوره‌های تاریخی، زنان شجاعی مثل پوران‌دخت و آذرمی‌دخت به تخت نشستند. اما حکومتشان کوتاه بود، چون مردان سیاست حضورشان را تحمل نکردند.
حتی وقتی زنانی مثل آرتمیس در مقام فرمانده‌ی دریایی ظاهر شدند، تاریخ‌نگاران ایرانی سکوت کردند و نامشان را به فراموشی سپردند.

حقیقت تلخ این است: زن اگر شمشیر می‌زد، می‌گفتند خلاف طبیعت زنانه است. اگر خانه‌نشین می‌ماند، می‌گفتند جایش همین‌جاست.
هیچ راه گریزی نبود.



قاجار و مشروطه؛ صدای زن خفه شد، اما نمرد

در دوره قاجار، زن در اندرونی محبوس بود.
• حق تحصیل؟ نداشت.
• حق مالکیت؟ نداشت.
• حق حرف‌زدن؟ نداشت.

اما زنانی مثل بی‌بی شاه‌بیگم استرآبادی برخاستند. وقتی مردان کتاب نوشتند که “زنان بی‌سواد و نادان‌اند”، او معایب‌الرجال را نوشت و جوابشان را داد.
صدایش را خفه کردند، اما شعله‌ای روشن شد.

در انقلاب مشروطه، زنان در تظاهرات، در پشتیبانی مالی و حتی در حمل اسلحه نقش داشتند.
اما باز، نامشان در کتاب‌های تاریخ کجاست؟ حاشیه. فراموش‌شده.



امروز؛ همان زخم، همان تبعیض

قرن ۲۱ است. اما زن ایرانی هنوز برای ابتدایی‌ترین حقوقش می‌جنگد:
• حق انتخاب پوشش
• حق برابر در کار و تحصیل
• حق امنیت در خانه و خیابان
• حق دیده شدن در هنر، ورزش، سیاست

زن ایرانی هنوز در بسیاری از قوانین، شهروند درجه‌دو محسوب می‌شود.
هنوز جسمش میدان جنگ ایدئولوژی‌هاست.
هنوز صدایش سانسور می‌شود.

این دیگر “تاریخ” نیست. این “اکنون” است.



چرا این چرخه ادامه دارد؟

چون مردسالاری در ایران، مثل ریشه‌ای سمی در فرهنگ و سیاست تنیده شده.
هر بار که زنی خواسته برخیزد، یا با سکوت تاریخ‌نویسان روبه‌رو شده، یا با سرکوب مستقیم قدرت‌ها.
از گردآفرید تا فروغ، از بی‌بی مریم بختیاری تا دختران خیابان‌های امروز، همه یک چیز را فریاد زدند: بس است!



زن ایرانی، زنی شکست‌ناپذیر

اگر تاریخ ایران فقط داستان پادشاهان و جنگ‌هاست، بخش بزرگی از آن نانوشته مانده: داستان زن ایرانی.
زنی که قرن‌هاست می‌جنگد، گاهی با شمشیر، گاهی با قلم، گاهی با فریاد خاموش.

ظلمی که بر زن ایرانی رفته، شاید چهره‌اش عوض شده باشد، اما هنوز زنده است.
و همان‌طور که در شاهنامه زن قهرمان زاده شد، امروز هم زنان این سرزمین، قهرمان واقعی مبارزه‌اند.

۱۴۰۴ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

خطر جدایی فرزندان دو مادر زندانی سیاسی کُرد در زندان قرچک

 

25 مرداد 1404 شبکه حقوق بشر کردستان

مسئولان زندان قرچک و اوین، چهار زندانی سیاسی کُرد تبعه ترکیه به نام‌های روژدا سعدون، صفیه تورسو، فسیح کاراتاش و مظلوم آرلی را احضار کرده و به آنان اعلام کرده‌اند در صورتی که تعهدنامه‌ای مبنی بر تحویل فرزندان‌شان به خانواده‌های‌شان امضا نکنند، کودکان‌شان روز آینده به سازمان بهزیستی منتقل خواهند شد.

۱۴۰۴ مرداد ۲۴, جمعه

مهاباد؛ تداوم بی‌خبری از سرنوشت خدر و کلارا رسولی

۱۹ مرداد ۱۴۰۴-هه نگاو

خدر رسولی، زندانی سیاسی سابق کورد و کلارا رسولی، پدر و خواهر کارو رسولی فعال سیاسی مقیم خارج از کشور و عضو کادر رهبری حزب دمکرات کوردستان ایران از یک ماه پیش توسط اداره اطلاعات در مهاباد بازداشت شده‌اند و کماکان اطلاعی از سرنوشتشان در دسترس نیست.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، علیرغم گذشت ٣١ روز از بازداشت خدر رسولی، ٦٩ ساله و کلارا رسولی، ٣٧ ساله، پدر و فرزند اهل مهاباد، همچنان سرنوشت این دو شهروند نامعلوم است.

به گفته یک منبع آگاه نزدیک به خانواده این شهروندان، آن‌ها از ماه گذشته تاکنون هیچ تماس تلفنی با بستگان خود نداشته‌اند که این امر موجب نگرانی در مورد وضعیت سلامتشان شده است.

پیشتر هه‌نگاو به نقل از منابع آگاه نوشت که خدر و کلارا رسولی پس از بازداشت در مهاباد به یک بازداشتگاه‌ اداره اطلاعات در ارومیه منتقل شده‌اند.

در این مورد، کانال‌های رسانه‌ای وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند که به زودی ویدیویی را از اعتراف اجباری خدر رسولی منتشر خواهند کرد. وی در این ویدیوها که پس از شکنجه ضبط شده به ارتباط خود با فرزندش و ارائه اطلاعات حساس نظامی به اسرائیل اشاره می‌کند.

خدر رسولی زندانی سیاسی سابق در مجموع تاکنون ۵ سال زندان را در زندان‌های ایران سپری کرده است و پس از جنبش ژن، ژیان، ئازادی نیز تهدید و احضار شده است.

قابل ذکر است که، خدر رسولی تاکنون دو عمل جراحی قلب را پشت سر نهاده و نگهداری وی در وضعیت فشار و شکنجه، نگرانی جدی را در مورد وضعیت سلامتش در میان خانواده‌اش ایجاد کرده است.

خدر و کلارا رسولی روز پنجشنبه ١٩ تیر ماه ١٤٠٤ (١٠ جولای ٢٠٢٥)، توسط نیروهای اداره اطلاعات همراه با ارعاب و اهانت در منزل خانوادگی‌شان در مهاباد بازداشت شده بودند.

۱۴۰۴ مرداد ۹, پنجشنبه

ارغوان فلاحی؛ انتقال به مکان نامعلوم پس از شش ماه شکنجه و بازجویی در زندان‌های امنیتی ایران

۷ مرداد۱۴۰۴-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران – سه‌شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۴ – ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله، پس از تحمل شش ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی و قرار گرفتن تحت شدیدترین بازجویی‌ها و شکنجه‌های روانی و جسمی، به مکانی نامعلوم منتقل شده است. بی‌خبری مطلق از وضعیت وی، نگرانی‌های جدی در مورد سلامت و جان این زندانی را در میان خانواده و نهادهای حقوق بشری افزایش داده است.

ارغوان فلاحی در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۳ در تهران و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «هواداری از مجاهدین خلق» بازداشت شد. از زمان بازداشت، او تحت نظارت نیروهای اطلاعات سپاه در بند ۲۴۱ زندان اوین، در حبس انفرادی و بازجویی قرار داشت.

انتقال به فشافویه و سپس مکان نامعلوم

پس از تخلیه بخش‌هایی از زندان اوین در پی حوادث امنیتی و ناآرامی‌های ماه‌های اخیر، ارغوان فلاحی ابتدا به سلول‌های انفرادی زندان فشافویه (تهران بزرگ) منتقل شد. با این حال، بنابر منابع آگاه، وی چندی پیش بدون اطلاع خانواده یا وکیل مدافع، از فشافویه به مکانی نامعلوم منتقل گردیده است.

این جابجایی ناگهانی بدون هرگونه اطلاع‌رسانی رسمی، در حالی انجام شده که مقامات امنیتی بارها در موارد مشابه از «ناپدیدسازی قهری» برای اعمال فشار روانی بر زندانیان و خانواده‌های آنان استفاده کرده‌اند.

خطر جدی برای سلامت جسمی

براساس اطلاعات منابع نزدیک به خانواده فلاحی، وی از یک بیماری مزمن رنج می‌برد و در تمام مدت بازداشت، از دسترسی به دارو و مراقبت‌های پزشکی محروم بوده است. بی‌توجهی نهادهای امنیتی به وضعیت جسمی این زندانی سیاسی، جان او را با خطر جدی مواجه کرده است.

محرومیت از درمان در طول حبس، به‌ویژه در سلول‌های انفرادی، نه‌تنها نقض آشکار حقوق بشر محسوب می‌شود بلکه مصداق شکنجه غیرمستقیم و رفتار غیرانسانی است. ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین اصول نلسون ماندلا (قوانین استاندارد رفتار با زندانیان سازمان ملل) به صراحت تأکید می‌کنند که هر زندانی، بدون تبعیض، حق برخورداری از مراقبت‌های بهداشتی را دارد.

ادامه فشار و بی‌خبری؛ ابزار جنگ روانی

در طی شش ماه گذشته، خانواده ارغوان فلاحی هیچ اطلاعاتی درباره روند رسیدگی قضایی، محل نگهداری یا اتهامات رسمی علیه او دریافت نکرده‌اند. پیگیری‌های مداوم خانواده برای دیدار با وی یا کسب اطلاع از وضعیتش بی‌نتیجه مانده است.

نهادهای امنیتی نه‌تنها از پاسخگویی امتناع می‌کنند، بلکه با تهدید و اعمال فشار، خانواده فلاحی را در وضعیت بی‌خبری مطلق نگه داشته‌اند. این رویه، که بارها در مورد دیگر زندانیان سیاسی نیز به کار رفته، ابزاری روانی برای تحمیل فشار بیشتر به خانواده‌ها و ساکت کردن اعتراضات است.

۱۴۰۴ مرداد ۲, پنجشنبه

مینا مشهدی مهدی، مستندساز ایرانی بازداشت شد

۱ مرداد ۱۴۰۴-ایران وایر

حسن نقاشی، همسر مینا مشهدی مهدی، روز چهارشنبه اول مرداد ۱۴۰۴ در اینستاگرام خود نوشت روز گذشته ماموران امنیتی همسرش را با خود برده و گفتند تا عصر بازخواهد گشت اما وی هنوز به منزل بازنگشته است.

دلیل بازداشت این هنرمند زن ایرانی تا لحظه انتشار این خبر مشخص نشده است.

مینا مشهدی مهدی هنرپیشه، تدوینگر و کارگردان اهل ایران است. او در فیلم کوتاه سوشیوس به عنوان بازیگر حضور داشته است.مشهدی مهدی کارگردانی فیلم های مستند بادگیرهای یزد، وهوم و ماضی را نیز برعهده داشته است.وی همسر حسن نقاشی فیلمساز ایرانی است.

۱۴۰۴ تیر ۱۴, شنبه

نامه وریشه مرادی، ریحانه انصاری و گلرخ ایرایی از زندان قرچک: (مسیر مبارزه همچنان ادامه دارد)

۱۱ تیر ۱۴۰۴-کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

زمانی که اسرائیل محوطه زندان و ساختمان‌های اوین را مورد هدف قرار داد نزدیک به سه هزار نفر در بندهای زندان اوین پشت درهای بسته محبوس بودند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، تاکنون از تعداد بازداشتی‎ها‌ مفقود شده و کشته شدگان حمله روز دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، اسرائیل به زندان اوین، مسئولین زندان و نهادهای امنیتی از اطلاع رسانی خودداری می‌کنند.

متن کامل نامه به شرح زیر…

ما زنان اوین صبح سه‌شنبه با اعمال محدودیت‌های شدید امنیتی به زندان قرچک ورامین منتقل و حدود سه هزار نفر مردان اوین نیز به زندان تهران بزرگ منتقل شدند. اگرچه نسبت به پیش از انتقال در شرایط نامساعدتری قرار گرفته‌ایم، اما هم‌سو با رفقا و برادران‌مان در زندان تهران بزرگ که هم‌زمان با ما مورد حمله و اعمال فشار قرار گرفته‌اند، اعلام می‌کنیم شرایط فعلی خللی در مبارزات‌مان ایجاد نخواهد کرد. چرا که می‌دانیم «این مسیری نیست که در آن بی مکافات به مقصد رسید.» از زمان انقلاب مشروطه تاکنون، با بروز جنگ‌های متعدد، کودتای ضدمردمی، کشتار مردم بی‌دفاع و مخالفان سیاسی که به‌دست حکومت‌های استبدادی در یک قرن گذشته انجام شده و بسیاری فراز و فرودها که تاریخ بر آن گواه است، مسیر مبارزه همچنان ادامه دارد. ما امروز در زندان قرچک هستیم و در شرایطی قرار گرفته‌ایم که بیش از هزار زن با جرائم مختلف سال‌ها با آن مواجه و آن را زندگی کرده و می‌کنند. زنانی از اعماق با رنج‌هایی که در نهان‌خانه‌ی چشمان‌شان نقش بسته است و گویای پرسه‌های بیدادی است که برای درهم‌شکستن‌شان پا به مسیر امروز گذاشته‌ایم. پرت‌شدگانی در انتهای دنیا که در هیچ یک از معادلات زندگی و مناسبات خبری و موج‌های رسانه‌ای جایی ندارند و در گزارش‌های حقوق‌بشری، نامی و نشانی و ردی از رنج‌های‌شان دیده و شنیده نمی‌شود. آن‌چه در این چند روز ما را مبهوت کرده است حقیقت زندگی این زنان است. زنانی خمیده در تخت‌های کوتاه به ابعاد قبر، با حسرت برخوردار بودن از حداقل امکانات زیستی و بهداشتی. در میان دیوارهای چرکین و کبره‌بسته از کثافت سال‌ها زندگی مشقت‌بار، بسیاری‌شان بدون ریالی واریزی، برای پول سیگار روزانه خود را در اختیار هم‌بندیان قرار می‌دهند: برای #بهره‌کشی_جنسی. و تن به هر حقارتی می‌دهند. برای سیر کردن شکم‌شان. و برای برخورداری از حداقلِ آن‌چه بر دل‌هاشان حسرت شده است. در بخش کارگری زندان مشغول به کار می‌شوند و در ازای ساعت‌ها کار سخت روزانه (از هل دادن گاری حمل غذا و زباله تا نظافت اتاق استراحت و کار زندان‌بانان) بدون دریافت مزد فقط از دقایقی زمان بیشتر برای تماس تلفنی برخوردار می‌شوند. در کارگاه زندان به بیگاری مشغول و به دوخت و دوز می‌پردازند تا از پاکتی سیگار در انتهای روز برخوردار شوند. زنانی که عموماً مانع از هم‌زیستی ما زندانیان سیاسی با آنان می‌شوند؛ مگر به قصد تنبیه و تبعیدمان به حکم قضایی. و حالا اگرچه در زندان قرچک و جدا از آنان اسکان داده شده‌ایم، اما مصائب‌مان جدا از آنان نیست. ما در کنار مبارزات خستگی‌ناپذیر مردم علیه دیکتاتوری، با اهدافی روشن و خط‌مشی محکم، مسیر مبارزه را تا سرنگونی و برچیدن هر شکلی از خودکامگی ادامه خواهیم داد. و در کنار این فراموش‌شدگان که از چرخه زندگی بیرون گذاشته شدند، با عزمی راسخ‌تر از پیش مقاومت را دوره می‌کنیم. و به آنانی که صدای‌شان برای ما و شرایط نامساعدمان بلند است، با صدایی رساتر می‌گوییم آن‌چه امروز بر ما تحمیل شد، فراتر از رنج سالیان این زنان نیست. پس برای بهبود شرایط «ما» بدون در نظر گرفتن جرائم‌مان و برای بهبود شرایط «ما» که به زندان قرچک و تهران بزرگ منتقل شده‌ایم، بدون در نظر گرفتن جنسیت‌مان تلاش کنید و بدانید آنان که در زیر آوارِ ناشی از حمله مفقود و آنانی که در چرخه بی‌رحم زندگی مترود شده‌اند، بر ما ارجح‌اند. باشد که حلقه‌ای باشیم در زنجیر مبارزات برابری‌طلبانه و آزادی‌خواهانه مردم ایران که بیش از یک قرن استبداد و استثمار را تاب آورده‌اند و به پیش می‌روند.

«رنج امروز خود را فراتر از آن‌چه بر مردم ایران تحمیل شد نمی‌دانیم.»

«گلرخ ایرایی، ریحانه انصاری و وریشه مرادی»

۱۴۰۴ تیر ۱۳, جمعه

سه تن از عوامل فیلم «بی‌داد» به حبس و جزای نقدی محکوم شدند

۱۱ تیر ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – سهیل بیرقی، کارگردان فیلم «بی‌داد» و لیلی رشیدی، بازیگر این فیلم به جزای نقدی بدل از حبس محکوم شدند. سروین ضابطیان، از دیگر بازیگران «بی‌داد» و متهمان این پرونده، به حبس تعلیقی و جزای نقدی محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عوامل فیلم سینمایی «بی‌داد» به حبس و پرداخت جزای نقدی محکوم شدند. بر اساس رای دادگاه، سهیل بیرقی بابت اتهام تشویق مردم به فساد به تحمل سه سال و هفت ماه حبس و بابت اتهام تهیه محتوای مبتذل به تحمل هشت ماه حبس و ضبط تجهیزات محکوم شد. این حکم به پرداخت ۱۶۵ میلیون تومان جزای نقدی تبدیل شده است. همچنین لیلی رشیدی، بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۹۱ روز حبس محکوم شد. حکم حبس خانم رشیدی، به پرداخت ۳۰ میلیون تومان جزای نقدی تبدیل شده است. سروین ضابطیان نیز بابت اتهام تشویق به اعمال منافی عفت به تحمل ۹۱ روز حبس و پرداخت ۱۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد.

احکام صادره علیه خانم ضابطیان به مدت پنج سال به حالت تعلیق در آمده است. اما او در مدت تعلیق حکم، از به کارگیری تلفن هوشمند منع شده است.

امیر جدیدی، علی ملاقلی پور وعلی شادمان فر، سه تن دیگر از عوامل فیلم، از تمام اتهامات انتسابی تبرئه شدند.

فیلم «بی‌داد» به کارگردانی سهیل بیرقی و با بازی لیلی رشیدی، امیر جدیدی و سروین ضابطیان، در سال ۱۴۰۳ ساخته شده است. این فیلم، بدون رعایت حجاب اجباری، داستان خواننده زن جوانی را روایت می‌کند که در اعتراض به ممنوعیت اجرای زنان در ایران، در خیابان آواز می‌خواند. «بی‌داد» به‌ دلیل محتوای انتقادی‌اش موفق به دریافت مجوز ساخت از نهادهای رسمی نشد و کارگردان آن نیز در جریان تولید فیلم مورد بازجویی قرار گرفت.

حکم اعدام یک زندانی در زندان دستگرد اصفهان به اجرا درآمد

  حکم اعدام یک زندانی در زندان دستگرد اصفهان به اجرا درآمد خبرگزاری هرانا – سحرگاه امروز، حکم یک زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام ...