کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵ – سرکوب بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ با اجرای حکم اعدام پایان نیافت؛ بلکه به حریم خانوادهها، پیکر جانباختگان و حق سوگواری نیز تسری پیدا کرد. این گزارش به واکاوی سیاست توقیف پیکرها، دفنهای اجباری و مخفیانه، فشار روانی بر خانوادههای دادخواه و مقاومت مدنی آنان در برابر این شکل از بازسرکوب میپردازد.

سیاست توقیف پیکرها؛ گروگانگیری جسد برای واداشتن خانوادهها به سکوت
یکی از بارزترین مصادیق نقض کرامت انسانی در مواجهه با اعدامشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، امتناع نهادهای امنیتی از تحویل بهموقع پیکرها به خانوادهها یا مشروط کردن آن به سکوت و عدم اطلاعرسانی بود. این اقدام با چند هدف عمده صورت گرفت:
پیشگیری از تجمع: هراس از تبدیل شدن مراسم تشییع جنازه و سوم و هفتم و چهلم به کانونهای جدید اعتراضات خیابانی.
منوط کردن تحویل پیکر به سکوت: فشار بر خانوادهها برای خودداری از گفتوگو با رسانهها و نهادهای حقوق بشری در قبال وعده تحویل پیکر یا اعلام محل دفن.
پنهانکاری آثار شکنجه: جلوگیری از معاینه مستقل پیکرها توسط پزشکان یا خانوادهها جهت ثبت آثار رفتارهای ضدانسانی دوران بازداشت.

دفنهای پنهانی و گمنام؛ محرومیت از حق داشتن مزار مشخص
گزارشهای مستند نشان میدهند که در اکثریت قاطع موارد اعدامهای مربوط به اعتراضات سراسری در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، نهادهای امنیتی خود اقدام به دفن شبانه و مخفیانه پیکرها در نقاط دورافتاده، بخشهای حاشیهای گورستانها (نظیر قطعههای بینامونشان) یا شهرهایی غیر از محل سکونت متوفی کردهاند.
در بسیاری از موارد، به خانوادهها تنها چند ساعت پس از دفن اطلاع داده شده و آنان از حق انتخاب محل دفن، برگزاری مناسک مذهبی یا سوگواری عرفی محروم شدهاند. در مواردی نیز مزار این افراد فاقد سنگنوشته مشخص بوده یا با نشانههای عددی علامتگذاری شده است تا روند شناسایی و تجمع بر سر مزارها با مانع روبهرو شود.

شکنجه روحی سیستماتیک؛ تحمیل ترومای مضاعف بر بازماندگان
معلق نگه داشتن خانوادهها میان بیم و امید، اعلام نکردن دقیق زمان اجرای حکم تا آخرین لحظات، و سپس پنهان کردن محل دفن پیکرها، مصداقی روشن از فشار روانی سازمانیافته و تحمیل ترومای مضاعف بر بازماندگان است.
این رفتار ضدانسانی، خانوادهها را در وضعیت «سوگ ابرازنشده و معلق» قرار میدهد. نهادهای امنیتی با تهدید مداوم خانوادهها به بازداشت دیگر اعضا، تلاش کردند تا هرگونه فریاد دادخواهی را در نطفه خفه کنند. با این حال، شهامت خانوادههایی نظیر بازماندگان مهرداد محمدینیا در پافشاری بر حق طبیعی خود، پرده از این ابعاد پنهان سرکوب برداشت.

واکنش و پایداری خانوادهها؛ تبدیل سوگ به اهرم دادخواهی
برخلاف استراتژی ایجاد رعب، خانوادههای بازداشتیها و اعدامشدگان اعتراضات سراسری دی ماه ۱۴۰۴ به زنجیرهای تفکیکناپذیر از پایداری و دادخواهی تبدیل شدند:
حضور بر مزارهای بینام: خانوادهها با شناسایی مکانهای تقریبی دفن، این فضاها را با گلباران کردن و روشن کردن شمع به نمادهای زنده یادبود تبدیل کردند.
همبستگی مدنی: دیدارهای جمعی میان خانوادههای جانباختگان شهرهای مختلف، شبکهای از حمایت عاطفی، اجتماعی و حقوقی ایجاد کرد.
تداوم دادخواهی: پافشاری بر روشن شدن ابعاد پنهان دادرسیها، اجرای احکام و پنهانکاریهای پس از اعدام، با وجود احضارها و تهدیدهای امنیتی ادامه یافت.
جمعبندی مجموعه مقالات
این سهگانه درباره وضعیت بازداشتشدگان و اعدامشدگان خیزش دی ۱۴۰۴ نشان میدهد که چرخه سرکوب در ایران، فرآیندی چندلایه است: از خیابان و بازداشتهای گسترده آغاز میشود، در دادگاههای فاقد تضمینهای دادرسی عادلانه ادامه مییابد و حتی پس از مرگ نیز در قالب توقیف پیکرها، دفنهای پنهانی و فشار بر خانوادههای دادخواه بازتولید میشود. با این حال، ثبت و مستندسازی مستقل این وقایع توسط نهادهای حقوق بشری، مانع فراموشی قربانیان شده و زمینه پاسخگویی حقوقی در آینده را تقویت میکند.