کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ – امیرحسین مرادی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در واکنش به گمانهزنیها درباره آزادی احتمالی خود تحت عنوان «عفو»، با انتشار نامهای که توسط پیج freealiandamirhossein منتشر شده است، اعلام کرد که این عفو را «ننگین» میداند و آن را نمیپذیرد. این زندانی سیاسی در نامه خود ضمن اشاره به اعدام شش زندانی سیاسی، تأکید کرده است که حکومت با نمایش عفو، تلاش دارد افکار عمومی را از موج گسترده اعدامها منحرف کند.
چرا امیرحسین مرادی «عفو» را رد کرد؟
بر اساس اطلاعات منتشرشده، طی سه هفته اخیر مسئولان زندان اوین چندین بار امیرحسین مرادی را برای دریافت ابلاغیهای به دفتر زندان احضار کردهاند، اما او از مراجعه خودداری کرده است.
این احضارها در شرایطی صورت گرفته که گزارشهایی درباره آزادی احتمالی او تحت عنوان «عفو» منتشر شده بود.
فعالان حقوق بشر میگویند همزمان با افزایش فشارهای بینالمللی نسبت به موج اعدامها، دستگاه قضایی تلاش میکند با طرح موضوع «عفو»، فضای رسانهای را مدیریت کرده و توجه افکار عمومی را از افزایش اعدامهای سیاسی منحرف کند.

به گفته ناظران، در حالی که طی هفتههای اخیر احکام اعدام متعددی اجرا شده، نمایشهای تبلیغاتی درباره عفو زندانیان بیش از آنکه نشانه تغییر رویکرد باشد، تلاشی برای کاهش فشارهای داخلی و بینالمللی تلقی میشود.
اشاره امیرحسین مرادی به اعدام زندانیان سیاسی
امیرحسین مرادی در نامه خود به اعدام شش زندانی سیاسی، وحید بنیعامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر و اکبر دانشور اشاره کرده و آنان را «دوستان» خود خوانده است.
این زندانی سیاسی در بخشی از نامهاش نوشته که تصویر چهره خندان آنان هنگام انتقال از زندان اوین به «قتلگاه قزلحصار» همچنان در ذهن او باقی مانده است.
فعالان سیاسی میگویند اشاره مستقیم امیرحسین مرادی به این اعدامها، بازتابی از نگرانی عمیق زندانیان سیاسی نسبت به افزایش احکام اعدام و تشدید سرکوب در زندانها است.
به گفته آنان، اعدام این شش زندانی سیاسی بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی و فضای سیاسی ایران داشته و موج تازهای از اعتراضها علیه مجازات اعدام را به دنبال آورده است.

متن کامل نامه امیرحسین مرادی
در ادامه، متن کامل نامه امیرحسین مرادی منتشر میشود:
«در پاسخ به نامه قوه قضاییه کشتار و سرکوب با ادعای عفو باقیمانده حبس:
چهره خندان عزیزترین دوستانم (وحید و پویا و بابک و محمد و شاهرخ و ابوالحسن) در زمان جدایی و انتقالشان از اوین به قتلگاه قزلحصار که تا آخرین دم از عمرشان نیز تن به ذلت تسلیم در برابر حکومت پستتان ندادند، در جلوی چشمانم است و مادران و پدارانشان را تصور میکنم.
همانطور که در شهریور ۱۴۰۳ نیز به صراحت گفتم، اکنون نیز تکرار میکنم عفو ننگین شما را نخواسته و نمیخواهم و در پاسخ به کشتار خونین دی ماه و اعدام های جنایتکارانه اخیر، قطعا و یقینا ما مردم تحت ستم ایران هستیم که در موضع بخشیدن شما هستیم اما یقین بدانید که ما نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.
من نیز تا زمان رهایی مردم ایران از شر شما، حتی فکر رهایی خود از بند را نخواهم کرد و آن را از شما گدایی نمیکنم.»
