کانون حقوق بشر ایران، پنجشنبه ۲۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ – علی یونسی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در واکنش به ابلاغیهای مبنی بر مشمولشدن «عفو ۲۲ بهمن»، با انتشار نامهای اعلام کرد که هرگز تقاضای عفو نکرده و آن را نمیپذیرد. این زندانی سیاسی در نامه خود با اشاره به اعدام شش زندانی سیاسی، تأکید کرده که آزادی حق مردم است و نباید به ابزاری تبلیغاتی برای پنهانکردن موج سرکوب و اعدامها تبدیل شود.
چرا علی یونسی «عفو» را رد کرد؟
بر اساس اطلاعات منتشرشده، روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ و در جریان ملاقات علی یونسی با پدرش در زندان قزلحصار، ابلاغیهای به او تحویل داده شد که نشان میداد باقیمانده دوران حبسش شامل «عفو ۲۲ بهمن» شده است.
این ابلاغیه که تاریخ صدور آن ۴ اسفند ۱۴۰۴ عنوان شده، در شرایطی به او تحویل داده شد که طی هفتههای اخیر فشار بر زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان افزایش یافته است.
فعالان حقوق بشر میگویند همزمان با موج جدید اعدامها، دستگاه قضایی تلاش میکند با نمایشهای تبلیغاتی درباره «عفو»، افکار عمومی را از افزایش سرکوب و اجرای احکام اعدام منحرف کند. به گفته آنان، در حالی که احکام سنگین علیه زندانیان سیاسی همچنان پابرجاست و فشارهای امنیتی در زندانها شدت گرفته، مانور رسانهای درباره آزادی محدود برخی زندانیان، بیش از آنکه نشانه تغییر رویکرد باشد، تلاشی برای پوشاندن خبر اعدامها محسوب میشود.

اشاره علی یونسی به اعدام زندانیان سیاسی
علی یونسی در نامه خود به شش زندانی سیاسی اعدامشده، وحید بنیعامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر و اکبر دانشورکار اشاره کرده و آنان را «الگو» خوانده است. او در بخشی از نامه خود نوشته که این زندانیان «برای جانشان چانه نزدند» و همین موضوع باعث شده او نیز «برای آزادی خود چانه نزند».
فعالان سیاسی میگویند اشاره مستقیم علی یونسی به این اعدامها، بازتاب فضای سنگین حاکم بر زندانها و نگرانی زندانیان سیاسی از تداوم سرکوب است. به گفته آنان، پس از اعدام این شش زندانی سیاسی، فضای امنیتی در زندانها شدیدتر شده و فشار بر زندانیان سیاسی افزایش یافته است.
متن کامل نامه علی یونسی
در ادامه، متن کامل نامه علی یونسی منتشر میشود:

«روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ابلاغیهای با تاریخ صدور ۴ اسفند ۱۴۰۴ تحت عنوان عفو ۲۲ بهمن به من تحويل داده شد، مبنى بر اينكه باقیماندهی حبس من (٧ ماه) شامل عفو گردیده است.
اولاً – من هرگز تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد. آزادی حقی است به سرقت رفته؛ حق دزدیده شده را گدایی نمیکنیم، برای بدست آوردنش مبارزه میکنیم.
دوماً – من الگوهایی دارم: ۶ همبندی سربلند سربهدار، هر روز و هر لحظه یادشان برایم زنده و صدایشان در گوشم است. آنها برای جانشان چانه نزدند ننگ بر من اگر برای آزادی ام چانه بزنم.
سوماً – وحید بنی عامریان در دفاعیه اش گفت: “این ما هستیم که باید دفاع کنیم یا شما؟” من نیز میگویم: “این ما هستیم که باید ببخشیم یا شما؟!”
بخشش و عفو بیش از هر کس حق مادران و پدران داغدار است. پس اى شما مادران و پدران داغدار، امیدوارم هر آن کوتاهیای کردم را بر من ببخشید كه شما تنها مرجع طلب بخشش من هستيد و باقی هر چه از رنج و شکنجه و زندان تا کنون بوده و هر چه حبس و تبعید و سختی باقیمانده، چیزی جز وظیفه نیست. ما به پشتوانه فداکاری فرزندان شماست که میجنگیم و بر این جنگیدن استوار خواهیم ماند. جنگیدن برای آزادی مردم ایران نه مایه حسرت و رنج که بزرگترین مایه افتخار است.»
